ی تهدیدابتدا بحث درباره ماشین. بود  جلو خونه پارک میکنند یا خودش یا دوستش جوری پارک میکنند نمی شه ازخونه خارج یا وارد شده چندبار هم با زبون خوش تذکر دادیم  صاحب ماشین چند ساعت جلو خونه پارک کرده بود خ...

ی تهدیدابتدا بحث درباره ماشین. بود جلو خونه پارک میکنند یا خودش یا دوستش جوری پارک میکنند نمی شه ازخونه خارج یا وارد شده چندبار هم با زبون خوش تذکر دادیم صاحب ماشین چند ساعت جلو خونه پارک کرده بود خواهرم از پشت دریچه اشپزخانه حوصله اش بود صاحب ماشین بیات بااون درباره توقف بیجاش صحبت کنه زن به خواهرم نگاه میکرد به مردم اشاره میکرد بعداز چندساعت صاحب ماشین اومد گفته بخشید این بنده خداها گفتن خواهرم عصبانی شده خدا نابودتون کنه اخه همیشه خود زنه یامرد میگن مانمی ذاریم اینجا کسی پارک کنه مارا مسخره میکنند یاخودشونه یا دوستانه شوهرشهمسرش شروع بی احترامی کرد:گفته شوهرم میدم جرتون بده بحث بالا گرفته ولی ما حرف زشت نزدیم وقت گفتیم خدا نابودتون کنه یک ساعت بعد بامادر شوهرش با مشت لگت به درخونه میزند حتی وقتی درباز کردم گفتم چه خبر مادرشوهرش بامشت به کمر من زنه من وقت دستش گرفتم همسایه ها مادرشوهرزنه به عقب کشیدن ما رابه ارامش دعوت کردن روز بعد شوهر زن شروع به فحش دادن کرد حرفهای جنده ها لاشیها باتمام وجودش اربده میکشید مردم میگفتن زشته تا سه روز پشت درخونه ما فحش تهدید میکرد میگفته من ماشینم بیمه اش کردم تهدید میکرد

4 روز پیش
0 پاسخ 0 نظر 0 بازدید
نوشتن نظر ثبت سوال
سوالات مشابه
loading...