۸ ساله ازدواج کردم و یه پسر ۴ ساله دارم.
با زنم ۲تایی تو عراق کار کردیم البته بیشترش اون  چون حقوقش بالاتر بود و من بچه رو نگه میداشتم عراق.
تو شهر سرپل ذهاب زلزله اومد و تو روستا یه تیکه زمین مادر بز...

۸ ساله ازدواج کردم و یه پسر ۴ ساله دارم. با زنم ۲تایی تو عراق کار کردیم البته بیشترش اون چون حقوقش بالاتر بود و من بچه رو نگه میداشتم عراق. تو شهر سرپل ذهاب زلزله اومد و تو روستا یه تیکه زمین مادر بزرگش بهمون داد وام ساختشو گرفتیم و پدرم در اومد البته خداوکیلی کم نذاشت برام مثل یه مرد پابه پام می اومد زندگی خوبی داریم و العان حدود ۲ساله تو خونه ای که ساختیم و حدود ۲ ساله که بیکارم و تو همه زندگی ها مشاجره و جنگ ودعوا و فحش و بزن بزن زیاده حدود ۸ سال زندگی تقریبان خوب و... یه هو ۱۸۰ درجه تو یه روز چرخش کرد و رفت خونه پدرش .البته من چندتا حرف بد زدم بهش گفتم تو روسپی هستی و کجا بودی و....۱۱۴ سکه مهرشه... میگه سهم خودتو ببر و پسرمو و بزن بنامم و خداحافظ. شاخ در اوردم زنم اینجوری نبود بخدا نمیدونم کسی پرش کرده دعا و جادوش کردن و... میگه یا طلاق یا اگر برگردم خودمو میکشم. تو رو خدا کمکم کنید من زندگیمو زن و بچه ام رو دوست دارم... اثاثیه مال اونه البته فاکتور نداره خونه مال اونه بچه مم میخاد . میگه یا مهریه یا بچه... تو رو خا جوابمو زودتر بدید

1 هفته پیش
0 پاسخ 0 نظر 6 بازدید
نوشتن نظر ثبت سوال
سوالات مشابه
loading...